تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


جا افتادن  

من اومدم خونه ی جدید. درگیر جابجایی وسایل و چپوندنش این ور اون ور بودم. از اونجایی که نوشین (هم خونه ام) خیلیی وسایل داره تفریبا جایی واسه من نمونده. سه روز اول کلا تنها بودم و خیلییی سخت گذشت. خیلی فکر کردم که من دارم اینجا چیکار میکنم؟ خوبیش اینه که میگذره. 
دیروز عصر فرید اومد پیشم، چند ساعت با هم بودیم و دلتنگی دونمون رو پر کردیم. شب با آذر و آزاده و نوشین قرار داشتیم و رفتیم شام بیرون.

ادامه مطلب  

یه عذرخواهی وخاطره  

ببخشید چند روزی آپ نکردم اخه درسا سنگینه(کلاس ششمم)نمیرسم البته میدونم الان هیشکی نظر نمیده ولی گفتم که گفته باشم.
پریروز معلممون رفته بود جلسه به سه تا از بچه ها سپرده بود سوال اجتماعی بدن ماغ بنویسیم تو کتاب.بچه ها ننوشتن به کنار یهو دختره اومد بگه آب خوردن و دستشویی رفتن آزاده گفت آب خوردن و دستشویی خوردنآزاده.کل کلاس رفت رو هواااااااااا
 

ادامه مطلب  

کیمیا گشتی و...  

کيميا   گشتی   و  آثار  تراجستجو باید فقط در ابرهابی نگه بر حسرت ما مردمانمی شوی چون جان ز چشم ما نهان؟!
بی کلام این دلربائی می کنیگر سخن گویی چه غوغا می کنی؟الکن آن باشد که چون ابزار منمستمند واژه و لوح و سخنتو به چشم و موی خود گویاترینی فقط دل، بلکه جان هم می بری!!
همچو  یک  لاله  به  دریای   چمنمی درخشی پیش چشم و روح من
همچو یک گلشن پر از غوغای روحمی نوازد بوی تو جان را صبوحزندگی با تو تهی از پیری استآدمی دایم به عهد شیری استتو   تمام  اصل  روح

ادامه مطلب  

(خار)من آن طفل آزاده سر خوشم(فریدون مشیری)  

خار
 
من آن طفل آزاده سر خوشمکه با اسب آشفته یال خیال
درین کوچه پس کوچه ماه و سالچهل سال نا آشنا رانده ام
ز سیمای بیرحم گردون پیردر اوراق بیرنگ تاریخ کور
همه تازه های جهان دیده امهمه قصه های کهن خوانده ام
چهل سال در عین رنج و نیازسر از بخشش مهر پیچیده ام
رخ از بوسه ماه گردانده امبه خوش باش حافظ که جانانم اوست
به هر جا که آزاده ای یافتمبه جامش اگر مینوانسته ام
می افکنده ام گل برافشانده امچهل سال اگر بگذراندم به هیچ
همین بس که در رهگذار وجودکسی ر

ادامه مطلب  

معرفی شرکت کیمیا صنعت  

شرکت کيميا صنعت نمایندگی برند دلماتیک انگلستان در ایران با تکیه بر توان تخصصی نیروي انسانی مجرب و کار آزموده بر پایه سالها تجربه موفق در زمینه های گوناگون مرتبط با صنعت و ساختمان پایه گذاری گردید.این شرکت با بهره مندی از ارتباطات بازرگانی قوی با تولیدکنندگان تراز اول جهان ، با کیفیت ترین محصولات بین المللی در زمینه اتوماسیون صنعتی و هوشمند سازی را به بازارهای داخلی عرضه می نماید
در سال های اخیر و با آزادسازی نرخ حامل های انرژی، ضرورت مدی

ادامه مطلب  

67  

بعضی خاطرات رو نمی شه حتی نوشت...
هرزگاهی به بونه ای از چال فراموشی میان خودی نشون میدن و رگ و ریشه ت رو می سوزونن و برمی گردن همونجا که بودن جا خوش می کنن...
امشب دوباره فکر و خاطره لعنتی آزاده اومد سراغم ...با همون صورت سفید و رنگ پریده و برق افتاده ...
هنوز بعد از بیست و یک سال تمام وقتی یادم میاد چشم هام داغ میشن و بغض گلوم رو می گیره...امشب نشستم ی گوشه و عین بچه گی هام هق هق گریه کردم...
اشک هام داغ و تازه بود...
مثل بیست و یک سال پیش مثل وقتی که کلاس د

ادامه مطلب  

آثار نگاری آزاده مجتهدی ساوجی  

 
 
اعظم نوری همدانی -آزاده مجتهدی ساوجی
نویسنده: محمد شرافت - دوشنبه ٢۴ آبان ،۱۳٩۵
معرفی مادر ودختر هنرمند هنرهای تجسمی ومیناتوری
خانم اعظم نوری همدانی فرزند حضرت آیه الله نوری همدانی از مراحع معظم تقلید همسر آقای حاج محمد علی مجتهدی عروس مرحوم آقامیرزا عباس مجتهدی فرزندمرحوم آیت الله آقاشیخ اسدالله مجتهدی ساوجی
وخانم آراده مجتهدی ساوجی فرزند  آقای حاج محمد علی مجتهدی همسر آقای علی دهقان فرزند حاج غلامحسین دهقان یزدی
نمونه کاری آثار نگ

ادامه مطلب  

 

آخرین اتوبوس رو گرفتم . ساعت 21:30 حرکت میکنه . باید 8 صبح برسه قم، امیدوارم به موقع برسم .
امروز بعد از اینکه با جلالی مشورت کردم، خیلی مستاصل و پریشان و بلاتکلیف شدم . رفتم پیش حاج آقا استخاره گرفتم . خیلی خوب آمد . گفت خیلی خیلی خوبه . گفت نکنه برا نرفتن به قم گرفتی . گفتم برا رفتن بود . گفت همش آیات رحمت بود .
امروز لیستم رو کپی گرفتم و به 4 – 5 نفر از بچه ها دادم . خیلی برام جالب بود . حالا کامل که بشه یه نتیجه گیری میزارم . سجاد خوش خنده و غمگین رو تیک

ادامه مطلب  

صنعت نفت سندحمزه و ناخدایان دور  

دیدار دوستانه در ورزشگاه جنجال...
 
صنعت نفت سندحمزه و ناخدایان دور
 
صنعت نفت سندحمزه با ترکیب 
اسلام .سلیم.الهی بخش . حالوک .نعیم.خلیل.عامر.وغنی بازی کرد
 و تیم ناخدایان دور با ترکیب
اختر.امجد.اکیل.ناصر.الی .جلال.قادرازی کرد...
دوری ها بازی را هجومی آغاز کردند و با یک گل جلو افتادن اما صنعت نفت توسط غنی به گل تساوی رسید ...علی رقم اینکه غنی موقعیت های خوبی را از دست داد..
 
تیم ناخدایان دور در ادامه دو گل دیگر زد و بازی سه بر یک شد...
 
اما تیم صنعت

ادامه مطلب  

 

همراه با هلیا یه رژیم یه هفته ای رو شروع کردیم ... امروز فقط و فقط میوه خوردیم، من یکی از چایی هام رو با دو تا انجیر خشک خوردم و بقیه رو خالی... اینکه یه نفر هست با هم همدردی کنیم خیلی خوبه ... فردا فقط سبزیجات میخوریم و بسیار خوشحالیم که سیب زمینی هم آزاده .... پیش به سوی لاغری ... جیغ دست هورااااا

ادامه مطلب  

اعظم نوری همدانی -آزاده مجتهدی ساوجی  

 
اعظم نوری همدانی -آزاده مجتهدی ساوجی
نویسنده: محمد شرافت - دوشنبه ٢٤ آبان ،۱۳٩٥
معرفی مادر ودختر هنرمند هنرهای تجسمی ومیناتوری
خانم اعظم نوری همدانی فرزند حضرت آیه الله نوری همدانی از مراحع معظم تقلید همسر آقای حاج محمد علی مجتهدی عروس مرحوم آقامیرزا عباس مجتهدی فرزندمرحوم آیت الله آقاشیخ اسدالله مجتهدی ساوجی
وخانم آراده مجتهدی ساوجی فرزند  آقای حاج محمد علی مجتهدی همسر آقای علی دهقان فرزند حاج غلامحسین دهقان یزدی
نمونه کاری

ادامه مطلب  

پایان داستان  

جهن گفت:_ کسانت اینجا هستند؛ پسرت را می خواهی ببینی؟
_ نه.
_ زنت را چه؟
_ نه.
_ مادرت؟
_ نه.
_ چرا؟ قلب در سینه نداری؟
گل محمد لبخند زد.
_ از چه می خندی؟
گل محمد پلکها فرو بست و گفت:
_ از پا افتادن مرد... دیدنی نیست.
کلیدر جلد 10، محمود دولت آبادی

ادامه مطلب  

 

ما را نمی برند به سویِ تو بال هاراهی شدند سمت تو آن...[خوش به حال ها]
آن قطره های عاشقِ تو جمع شدندو بعددریا شدند مثلِ تمامی ءِ سال ها
هرکس که خواست آمده آنجا ولی فقطتنها برای من شده این از محال ها
(پس کی تو می روي؟...نشده قسمتت چرا؟...)هیهات خسته ام بخدا از سوال ها
باید مرا به "کرببلا "دعوتم کنیای بی سری که کشته شدی در جدال ها
آزاده ای که دشمنِ تو گشته اند این
روباه های حیله گرو!...آن شغال ها!
آیا صدای خواهشِ من می رسد به گوشیا گم شده ست یکسره در قیل و قا

ادامه مطلب  

 

آدمی و پندارهای رنگ رنگ
ترس ها و آرزوهای رنگ رنگ
هوس ها و میل های آتشین
 
آدمی و زهدهای بی رمق
ریاضت های پیل افکن
عقیده های عقده آور
 
آدمی و تعادل را خوش است
نه به راهی که فرورفتن در نعمات
نه به راهی که کناره گیری از آن
 
گاه ترس و گاه دلیری
معجونی از سرو و بید
آزاده و مجنون
سرفراز و شیدا
راست قامت و شوریده
 
مقید و معلق 
مقید به خورشید
معلق در آفتاب
 
آدم ی هم آهنگ

ادامه مطلب  

 

راستش 
من میتونم درکت کنم ، جای تو نبودم . ولی بنظرم نباید خیلی بزرگ بش فک کنی ، ینی هی نگو دپرشن فلان . هی اسمشو نیار . یه بخشی از کتابی که دارم میخونم و برات مینویسم :
" کسی که مدام خواهان ترقی است باید منتظر باشد روزی به سرگیجه دچار شود . سرگیجه چیست ؟ ترس از افتادن ؟ اما چرا روي بلندی حفاظ دار ساختمان هم دچار سرگیجه میشویم ؟ چون سرگیجه چیز دیگری غیر از ترس از افتادن است . در واقع اوای فضای خالی زیر پایمان مارا به سوی خود جلب میکند . و تمایل به سقو

ادامه مطلب  

دانش آموزان مدارس طوبی و آزاده در کانون، لحاف کاغذی ،درست کردند .  

با حضور دو گروه از دانش اموزان کلاس چهارم مدارس دخترانه ی طوبی و آزاده ،
کتاب هدیه  ی خوبان  ضمن قصه گویی به روش عملی -کاردستی معرفی شد .
این کارگاه در طی دو روز با هدف معرفی گوشه ای از فعالیت های کانون،
معرفی کتاب برگزار شد .
مربی ابتدا کتاب هدیه خوبان را قصه گویی میکند و سپس از دانش آموزان
می خواهد تا همراه با پیرزن لحاف دوز (شخصیت اصلی داستان )
لحاف کاغذی درست کنند .
 

ادامه مطلب  

خزان زده  

 
یاد آن پاییز حزن انگیز و سیاه
که هیولای مهیب و خود خواه
در آتش خشم و عصیان                                                                                                              
سروهای آزاده این باغ کهن
یادگار تو و من
برید از بن و بنمود خارستان
آه و اشگم را توأمان می آرد.
و ازین نالانم
گر تو ومن، ما بودیم
بت واره هیولا را
در قفس می کردیم
تا چنین زار ز ناکرده خود
شولای سیاه حرمان و فسوس
نکشیم از شرم به دوش.

ادامه مطلب  

سیانور  

این فیلم از نظر منه بیننده میخواد بگه
مجاهدین خلق 
چه اونا که تا تهش رفتن
چه اونا که گیر افتادن و بقیه رو لو دادن
چه اونا که فهمیدن مسیر منحرف شده 
چه اونا که جا زدن
همه و همه متضرر شدن
 
× داستان فقط یه بازه زمانی از درگیری ساواک و مجاهدین خلق هس
× دیدنش به هیچ کس توصیه نمیشه مگر اینکه کسی خودش به اینجور موضوع ها علاقمنده

ادامه مطلب  

کوه عجیبی  

دنیاست گره خورده به افتادن سیبیدنیای من و توست عجب چیز غریبی
هی درد پس از درد پس از درد رسیده استبر شانه ام افتاده کنون کوه عجیبی
هر زخم که خوردیم نفس های خودی داشتعیسی شده از مکر رفیقان به صلیبی
هرچند پس از هر چه فراز است نشیبی ستبا پای شکسته چه فرازی چه نشیبی؟
گفتند سرابی تو ولی با همه اینهاای کاش تو ای عشق مرا هم بفریبی
 
امیر نظام دوست، بیرجند

ادامه مطلب  

در پی رمان کیمیا*  

سلام دوستای عزیزم!
ممنونم که رمانای ما رو پیگیری و دنبال می کنین!
اینم از قسمت چهارم رمان کيميا!
لازم به ذکره که :
قسمت پنجم این رمان له نسبت طولانیه بنابراین یکم صبر کنین حتما قسمتای بعدی رو میذارم!
قرار بود براتون دو قسنت دیگه بزارم ولی واقعا خستم.
در اسرع وقت حتما ادامه ی رمان کيميا رو خواهم گذاست!
همتونو دوست دارم!!
hana*

ادامه مطلب  

 

دیشب افطار رو چهار نفری تو اتاق بودیم و قبل افطار هم از رو گوشی ماه عسل رو نگاه می کردیم. تقریبا وسطاش بود. مهمان برنامه یه خانوم بود، خیلی آشنا. من که همون لحظه اول گفتم چقده شبیه پرستو صالحیه. و اون دو نفر دیگه هم هر کی یه چی میگفت (بعضا حدسای خیلی پرت). دلیل اینکه با اطمینان نگفتم پرستو صالحی این بود که حرفاش رو با اون شخصیت جور نمی دیدم . ولی در هر حال می گفتم شباهتش باهاش خیلی زیاده. خانومه در مورد پدر معتادش حرف می زد. پدری که تو دوره اعتیادش خ

ادامه مطلب  

آخرین....  

همه رفتند سفر...من موندم که فردا برم اون جا...شاید برای آخرین بار...خیلی,سال پیش وقتی برای اولین بار رفتم آزاده هنوز بود.... رفتم و.بعد از دعا برای همه برای خودم برای اولین و.آخرین  بار یه چیز از خدا خواستم....فردا میرم و.پس میگیرم  حرفمو....دیگه نمیخوام..نمیدونم چرا ...اما این نیت دیگه جاش تو زندگی من نیست...بعد اینهمه سال میرم  که بگم اشتباه بود و تموم...برای همیشه....

ادامه مطلب  

فکر...  

اول اینکه اومدن، امروز عصر
مرسی از احوال پرسی ها...
دوم اینکه یه هفته‌ست چیزی ننوشتم
چون نوشتن،فکر کردن،فلسفه و رئالیسم خوندن، منطق مظفر خوندن
همشون فکر آزاد یا بهتر بگم حال آزاد میخواد
که من نداشتم
این یه هفته آشفتگی گذشت
سخت
ولی خب گذشت
الان با گذشت یه هفته و رسما درسی نخوندن
فکرم آزاده و آماده‌م برای خر زدن....
کما اینکه دارم میزنم جناب خر را...
و من الله توفیق
راستی،روز برفی خوبی بود...ز

ادامه مطلب  

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند  

 
انگورهای نو رس ما را شراب کرد
یعنی همه معادله ها را خراب کرد
 
یک گوشه نگاه شما حر و جون را
آزاد کرد و یک شبه عالیجناب کرد
 
«آنان که خاک را به نظر کيميا کنند»
آنان تویی و خواجه شما را خطاب کرد
 
با یک نگاه لطف شما شد رسول ترک
هرکس که روي رحمتت آقا حساب کرد
 
ذکر حرم حرم حرم امشب گرفته ام
یعنی خدا دعای مرا مستجاب کرد؟
 
خلوت گزیده بودم و عزلت نشین ولی
دیدار اربعین تو من را مجاب کرد
 
باید به صحنه آمد و «حب الحسین» را
در راه کربلای تو بر سینه قاب کر

ادامه مطلب  

تصاویر/ افتتاحیه مسابقات فوتبال بخش بوشکان  

مسابقات فوتبال تیم های بخش بوشکان عصر امروز با حضور نجفی رئیس هیت فوتبال استان، صادق مبرزی خزانه دار هیت فوتبال استان و نادر آزاده رئیس ورزش و جوانان شهرستان دشتستان در استادیوم ورزشی شهر کلمه طی برنامه منظم و با شکوه آغاز شد.

ادامه مطلب  

سکوت آخر ....  

 

دل را نشانه رفته ای پاره پاره آتشفشان دفترم را فریاد ... از جنگلهای سرسبز تا آتش به نیستان افتادن در هر برگه ام حالا تو سکوت کن تا من شعر آخرم را فریادی کنم در گوش آنان که خود را به خواب زده اند _______________________ باران رضاپور

ادامه مطلب  

لعنتی!  

چیزی درون من هست که رنجم می دهد ، که جلوی آدمی که بی وقفه می جنگد را می گیرد. چیزی درونم هست که یک وقتهایی بی مهابا من را به قعر تاریکی های خودم می کشاند. انگار کسی به تو بگوید از ما نیستی ، شبیه افتادن در یک گردباد لعنتی ، بعد از خودت بپرسی اصلا من اینجا چه کار می کنم ؟ 
---
من را گذشته ام بلعیده است ... بدون پشت و پناه بودنم بلعیده است ... من را آدم های بر ربطی که به زندگی ام وصل بوده اند از ابتدا بلعیده اند ، من می توانستم خیلی چیزها باشم ...

ادامه مطلب  

الوند 95  

عصر روز بعد رفتیم کنار 33 پل، آب جاری بود و صفای زیادی داشت. دور بر بسیار تمیز بود.
کوه ندارد اما از تیه هاشان هم درست استفاده می کنند.
بعد از برگشت از اصفهان سراغ عمه بزرگ رفتیم او هم تصادف کرده بود!
در بچگی به عمه بزرگم، عمه فاطمه، عمه بووِه می گفتم چون او در بمباران یک دستش را از دست داده بود و جانباز جنگ بود. کمرش به راست متمایل بود و حالا با اتوبوس نصادف کرده بود و استخان لگنش با پلاتین متصل بود.
 فرزند کوچک آنها آزاده نام دارد و پزشک است. چند و

ادامه مطلب  

یک دم این دم نخواهد ماند  

کوهْ محکم نخواهد ماند ابرْ بی غم نخواهد ماند آن گدازش ز دل ، این را - - چشمْ بی نم نخواهد ماند □□□
گفتمش چهره ی ما را ... گفت یادم نخواهد ماند رفت و هرگز نیامد باز او معظم نخواهد ماند راز این سینه را آن که رفت محرم نخواهد ماند مکر حوّا اگر این است هیچ از آدم نخواهد ماند چون توقع کنی؟ عشق است عشق ملزم نخواهد ماند □□□ خم شد این قامت ، اما نه سرو که خم نخواهد ماند آری آزاده ام ، کم نیست نیست و کم نخواهد ماند آنچنان هم نماند ، «اکنون اینچنین هم

ادامه مطلب  

 

 سرم درد میگیره وقتی به اون فرمه دانشگاه و یکی از سوالایی که توش بود فک میکنم
•آیا به رشته ی دانشگاهی خود علاقه دارید؟
○بله
○خیر
یا به اون روز که با استاده مهربون طورمون حرف زدم...که گفتم دندون پزشکی آزاد شیراز یا روانه شهید بهشتی؟
گفت به ده ساله دیگه فک کن و کاملا سعی کن خودتو تو هر دوی این رشته ها تصور کنی
کدوم شغلتو بیشتر دوست داری؟
- نمیدونم
شاید روان...
شاید دندون...
شایدم هیچ کدوم!
**چرا هیچ تصمیمی واسه آیندم ندارم؟**
واقعا بینه دندونه آزاده

ادامه مطلب  

سالروز درگذشت شاعر و غزل ‏سرای نامی ایران "محمدحسین رهی معیری"  

محمدحسین بیوک رهی معیری در سال 1288 ش در تهران به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات وارد خدمات دولتی شد و مشاغل متعددی یافت. او از اعضای مؤثر و فعال انجمن ادبی حکیم نظامی، انجمن ادبی فرهنگستان و انجمن موسیقی ایران بود. او در ساخت تصنیفات خود از هنر شاعری و موسیقی بهره برده و آثار پرارزشی را در این زمینه پدید آورده است. در مجموع، رهی، در شعر، طبعی توانا و ذوقی لطیف و پرورده داشت و از این طریق، ترانه سرایی را در ایران اعتلای بسیار بخشید. رهی معیری یک

ادامه مطلب  

اشرف غنی رد صلاحیت وزیرانش را موجه ندانست  

رسانه های افغانستان روز شنبه بعد از رای عدم اعتماد مجلس نمایندگان این کشور به «صلاح الدین‌ربانی» وزیر امورخارجه، «نسرین اوریاخیل» وزیر کار و امور اجتماعی و «محمود بلیغ» وزیر راه افغانستان، به نقل از «شاه حسین مرتضوی» معاون سخنگوی رئیس جمهوری اعلام کردند که اشرف غنی خواهان به تعویق افتادن روند استیضاح وزیران است.

ادامه مطلب  

اشرف غنی رد صلاحیت وزیرانش را موجه ندانست  

رسانه های افغانستان روز شنبه بعد از رای عدم اعتماد مجلس نمایندگان این کشور به «صلاح الدین‌ربانی» وزیر امورخارجه، «نسرین اوریاخیل» وزیر کار و امور اجتماعی و «محمود بلیغ» وزیر راه افغانستان، به نقل از «شاه حسین مرتضوی» معاون سخنگوی رئیس جمهوری اعلام کردند که اشرف غنی خواهان به تعویق افتادن روند استیضاح وزیران است.

ادامه مطلب  

مادرانه  

آراد كمرش را بلند می كنه و دیگه نمیشه تنها روي مبل بذارمش چون خطر افتادن وجود داره... بردیا را كه می بینه هیجان زده میشه و می خنده و با حركت سر دنبالش می گرده.
بردیا باسواد شده و خوندن و نوشتن یاد گرفته، روزی حداقل یك كتاب می خونه، عاشق بازی و فوتبال هست...
توی مدرسه، بردیا از كلاس میاد بیرون و با چشم دنبالم می گرده، دستای كوچولوش را توی دستم می ذاره، روزت چطور بود؟ خوب ...
چیزی آوردی برام؟ .... جایی میریم ؟ ... كسی میاد خونمون؟.... گشنمه....

ادامه مطلب  

317- پول زور  

قدیم ها سر گردنه ها می ایستادن و صورتشونو می پوشندن و به زور و قلدری و ارعاب از رهگذرها پول می گرفتن
قدیم ها كشتی قلدرها تو خلیج ها و اقیانوس ها راه می افتادن و سر راه سایر كشتی ها ظاهر می شدن و دارایی هاشونو می بردن
قدیم ها قدیم ها قدیم ها
همه ما توو قصه ها و فیلم ها و سریال ها دیدیم قدیم چقدر بد بوده این وضعیت پول زورگیری ها
اما من همین دو روز پیش، پول زور ازم گرفته شد :-((
متراژ خونه من دقیقا نصف همسایه هاست اما گفتن باید اندازه ما پول گاز بدی. یع

ادامه مطلب  

پائیز...  

پاییز
وفادار ترین فصل خداست
حافظه ی خیس خیابان های شهر را
همیشه همراهی می کند
لعنتی، هی می بارد و می بارد…
و هر سال
عاشق تر از گذشته هایش
گونه های سرخ درختان شهر را
می بوسد و
لرزه می اندازد به اندام درختان
و چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق
برای لمس تن زمین
که گاهی افتادن
نتیجه ی عشق است…
 
 
پاییز
سرد و بی رحم نیست
فقط
جسارت زمستـان را ندارد
ذره ذره زرد می کند
اندک اندک جان می سِتاند
قطره قطره می گِریاند
پاییــــز سرد نیست
نامـــهربان است

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1