تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


بیا سرخاکم دیوونه تنهام...  

پسر؛ میشه بمونی؟؟؟دختر؛نه ماکه قبلا حرفامونو زدیم...بازشروع نکنااااا...پسر؛باشه خب؛آخه من دوست دارمدختر؛ خب منم دوست دارمپسر ؛خب پس اینکاراچیه؟هااا؟دختر؛گفتم که نمیشه!پسر؛آخه.....باشه پس...مواظب خودت باش!دختر؛باشه خب کاری نداری؟پسر؛ ......دختر؛الوپسر؛جانم بگو!دختر؛ گفتم حرفی نداری؟پسر؛نه...توخواسته ای نداری؟؟؟دختر؛فقط یه چیز؛ اگه یه روز خواستی منو ببینی واسم گل رز آبی میاری؟؟؟پسر؛چرا که نه؛دختر؛باشه ممنون ؛پسر؛خداحافظت عشقم...دختر؛نه یه

ادامه مطلب  

دختری به نام "پ"  

 
دختر کوله ی صورتی اش را روی پایش گذاشت و و گفت چه روز گندیه امروز . پسر بدون اینکه سرش را بلند کند گوشی اش را نشان داد و گفت اینو ببرم تو جدول ردبندی چند پله صعود می کنم. دختر گفت از حرف زدن با من چرا تعجب نمی کنی؟ پسر گفت برام هیچ چیز اهمیت نداره . این آهنگ بی کلام که دوستم فرستاده رو گوش می کنی؟ پسر از بازی خارج شد و آهنگ را پلی کرد .دختر یکی از هدفون ها را از گوش پسر دراورد و زیر مغنعه اش داخل گوشش کرد . گفت اوم قشنگه ها اما من شادمهر رو دوست دارم .

ادامه مطلب  

 

مردی مقابل گلفروشی ایستاده بود و می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.وقتی از گل فروشی خارج شد، دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: «دختر خوب، چرا گریه می کنی؟»دختر در حالی که گریه می کرد گفت: «می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط ۷۵ سنت دارم در حالی که گل رز ۲ دلار می شود.» مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا من برای تو یک شاخه رز قشنگ می خرم.

ادامه مطلب  

دختر باس  

دختر باس جیگر باشه        مثل من 
دختر باس جنجالی باشه       مثل من
دختر باس والیبال بلد باشه      مثل من
دختر باس لاغر باشه                مثل من
دختر باس ناز  کنه                      مثل من
دخترباس صورتش جوش بزنه      ‌       مثل من
 

ادامه مطلب  

 

مردی مقابل گلفروشی ایستاده بود و می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.وقتی از گل فروشی خارج شد، دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: «دختر خوب، چرا گریه می کنی؟»

ادامه مطلب  

ارامش  

این متن،سه مرتبه در این لیست،در مقام اول قرار گرفته...
.ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ،ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺗﯿﻠﻪ ﻭﺩﺧﺘﺮﭼﻨﺪﺗﺎﯾﯽ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺩﺍﺷﺖ،ﭘﺴر ﮔﻔﺖ:ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﯿﻠﻪ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﻡ وﺗﻮ هم ﻫﻤﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ‌ﻫﺎﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ،ﺩﺧﺘﺮ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩ ...ﭘﺴﺮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻭ زیباترین ﺗﯿﻠﻪ ﺭﻭ یواشکی برداشت و ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺩﺍﺩ،.ﺍﻣﺎ: ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﻫﻤﻮﻥ ﺟﻮﺭﮐﻪ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻩ

ادامه مطلب  

به گوش مکارم نرسونید  

مرد هایی ک استرس یه دختر رو میفهمن، حواسشون ب دستای عرق کرده و سکوت غیر عادی و من و من کردن یه دختر هست، از بهشتن. اینا وقتی یه کم ازت فاصله میگیرن تا تو راحت تر بشینی، یا زاویه صندلیشونو یه کم کج میکنن ک مجبور نباشی از خجالت هی زیر گلو و گوشاتو بپوشونی، این جور وقتا میشه این مردا رو بغل کرد! بغل گرفتنشون حلاله^_^

ادامه مطلب  

داستان چکمه  

دیروز داستان کوتاه چکمه اثر تحسین برانگیز اقای هوشنگ مرادی کرمانی را خواندم خیلی خوشم اومد  شما هم بخونید مادر لیلا، روزها، لیلا را می‌گذاشت پیش همسایه و می‌رفت سر كار. او توی كارگاه خیاطی كار می‌كرد. لیلا با دختر همسایه بازی می‌كرد. اسم دختر همسایه مریم بود. لیلا و مادرش در یكی از اتاقهای خانه مریم زندگی می‌كردند. لیلا پنج سال داشت و مریم یك سال از او بزرگتر بود. یك روز، عموی مریم برایش عروسكی آورد. آن روز، لیلا و مریم با آن خیلی بازی كردن

ادامه مطلب  

پادشاه و دختر جوون  

اگه یه روزی یه دختر داشته باشم هر شب این داستان رو براش تعریف می کنم .... 
یکی بود و یکی نبود ....
غیز از خدای مهربون هیچکی نبود ..... 
یه پادشاه بود و یه دختر ....
پادشاه هیچ وقت احساسات خودش رو بروز نمی داد و نمی شد حدس بزنی چیکار 
می خواد بکنه ....
زمان برد تا دختر جون هم بتونه پادشاه رو بفهمه .... 
حتی اگه اولش عصبانی می شد آخرش درکش می کرد .... 
بعد ها نه تنها درکش می کرد بلکه از اون خوشش هم میومد .... 
چون پادشاه هر کاری هم می کرد آخرش کار ردست رو انجام می دا

ادامه مطلب  

دختر شیرین زبانم  

دختر شیرین زبانم، آرام جانم، پرنیانم
شعرهای کتاب رو بعد از یکی دو بار که برات میخونم کاملا حفظ میکنی و برامون میخونی 
خدایا چه کنم با این همه شیرین زبانی؛ با این همه طنازی 
فقط شاکرم، شکر شکر شکر 
دختر زیبایم، علاقه زیادی به شنیدن قصه داری و ما علاقه زیادی به دختر زیبایمان 
عاششششششقتم عاشقانه 
خدایا شکر که پرنیان داریم 
خدایا عاقبت فرزندانم و مهربان همسرم به خیر و شادی و همیشه لباس عافیت بر تنشان 
سپاس خدای مهربانم، خدای بیکرانم، دوستت د

ادامه مطلب  

 

وقتی دوست دخترِ یه مردی توی جلسه های مهم از اتاق بیرون میادو به تلفن غیر ضروری تو كه هوس لوس بازی به سرت زده با خنده و فراق بال جواب میده.وقتی دوست دختر یه مردی با خنده واست تعریف میكنه كه به خاطر جواب دادن به تلفنای تو نصف حقوقشو برای جریمه گرفتن.بعدهم با مهربونی بهت میگه فدای سرت.وقتی دوست دختر یه مردی روزی ٢٠٠ تا اس ام اس عاشقونه توی محل كار رد و بدل میكنید.و حتی یه دقیقه هم جواب دادن پیامكهات طول نمیكشه.وقتی دوست دختر یه مردی و باهاش میری بی

ادامه مطلب  

 

حکایت فیلم : این دختر و پسر داستان شاهزاده بودند دختر به واسطه ازدواج نکردن با شاه خودش رو زخمی می کنه و جزو اموال شاه می شه یعنی خدمتکار دربار و بعد از مرگ پادشاه هر کدوم از پسرها سر پاشاهی جنگ می کنن، آخر پسر داستان ما پیروز می شه و تاج پاشاهی سرش می ذاره می خواد دختر خدمتکار همراهش در قصر زندگی کنه و به همسری انتخاب می کنه ولی خدمتکار با یک بچه از عشق خودش یعنی شاه، از قصر فرار می کنه و کنار دوستش این کودک رو به دنیا می یاره و بعد از زایمان میم

ادامه مطلب  

 

همسایه ی  روبروی ما  دختری تریاکی ست
صبح ها به ارتفاع ِ آسانسور کرم پودر می پاشد
و شبها وقتی قرار است مردی دیوار به دیوار ِ دردهایش شود
جارو برقی اش خراب می شود
او همیشه در می زند و صدای جارو برقی ما را قرض می گیرد
و صبح روز بعد
 یک کوچه بالاتر به ماشین ِ دوست پسرش خیانت می کند
و شب ها صدای فحش های بی ناموسی اش
پرده ی گوش ِ عروسک ِ اتاق ِ دخترم را پاره می کند
همسایه روبرویی ما شبیه دختری در فیلم ِ کیمیایی ست
اگه شماره کیمیایی را داشتم
زنگ می زدم
می

ادامه مطلب  

تولد  

 رقص باد را نگاه
و بیقراری کلاغ بر سر درخت چنار ...
اشک ذوق از چشمان ابر دارد می باردو دامن پاییزکه تک تک گلهایش را درخت زجان خود هدیه دادهخبر از آمدن می دهدخبر از پایان انتظار آری امروز، روز تولد یک تولد استروز آمدن دختر پاییز استروز زایش یک عشق، یک هستیخش خش...خش خشصدای زیر پای دختر پاییز را بشنو چه موسیقی داردبر دامن مادرشپاییز دانست که دختر زایش و تولد عشق در گیتی است نامش را یلدا گذاشتیلدای،یلدا مبارک
 
 
"مس"
 
 

ادامه مطلب  

عمه خانم ها و خاله خانم ها می گویند دختر باید زود شوهر کنه  

یکی بود یکی نبود
اطرافیان مهربان یعنی فامیل های پدری و مادری اش اعتقاد شدیدی داشتن که همه مخصوصا دختر ها باید ازدواج کنند................................................................
اگر دختر برو رو هم داشته باشد............................سر به زنگا باید شوهر کند.............................
مهربان دختر زیبایی بود که خودش و خانوادش هم عقیده با فامیل هاشان نبودند......................................................
می خواست دانشگاه بره شاغل بشه یا به خارج از کشور برود............................................
خانوادش و خودش اینو ت

ادامه مطلب  

 

این جمله رو بارها و بارها شنیدم  منو یاد اون جمله سید جمال اسدآبادی میندازه که گفته :
 به اروپا رفتم اسلام دیدم مسلمان نبود به ایران آمدم همه مسلمان بودند ولی اسلام ندیدم..
می خوام بگم ایراد از مسلمونی ماست نه اسلام ..
یاد دینا افتادم که یه دختر انگلیسی دو رگه بود که ماجرای مسلمون شدنش رو بارها و بارها برای ما تعریف کرده بود و تازه چند سالی می شد مسلمون شده بود اما مسلمون نه در لفظ بلکه در معنا وقتی به پوشش نگا می کردم مخصوصا وقتی می خواست بیرون

ادامه مطلب  

پاسخ به شبهه درباره رقیه بنت الامام حسین (ع) هدیه به مدافعان وشهدای مدافع حرم -امیر علی حسنلو زنجانی  

وجود دختری خردسال از امام حسین (ع) درکاروان که درشهر شام از فرط اندوه جدائی از پدر مهربانش  به شهادت رسید از مسلمات تاریخی است که گزارش شده است ؛ گزارشات مستند تاریخی که حدود هشت قرن پیش به دست رسیده حاکی از این حقیقت است ؛ اگرچه اختلاف درنام یا به جهت مشابهت اسمی با عمه اش رقیه دختر امیر مومنان (ع) همسر مسلم بن عقیل سبب گردیده نام این دختر عزیز امام حسین (ع) معروفیت درمنابع نداشته باشد درحالیکه از مسلمات مشهور تاریخ اهل بیت است.
 

ادامه مطلب  

بافته های رنج  

مادربزرگهای ما پای دار قالی حرف هایی میزدند....می گفتند تار و پودی که زن آبستن ابزار زده باشد شل و وارفته است. فرشی که پیرزن بافته باشد گرم است و برای زمستان خوب است. فرش دختر مجرد، تیز رنگ است و چشم را میزند. اما همان ها میگفتند که امان از قالی نوعروس و دختر عاشق...نقشش هزار راه می برد آدم را. نقشش غلط است. مرغش سر می کند توی گل و گلش می رود زیر بال و پر مرغ...
"اما عوضش تا بخواهی جان دارد"
از کتاب بافته های رنج اثر محمدعلی افغانی

ادامه مطلب  

پای بزرک _ قلب بزرگتر  

هوا نابهنگام گرم بود . به همین خاطر توقف جلوی مغازه بستنی فروشی امری کاملا طبیعی به نظر می رسید. دختر کوچولویی که پولش را محکم در دست گرفته بود ،وارد بستنی فروشی شد .بستنی فروش قبل از آن که او کلمه ای بر زبان جاری نماید با اوقات تلخی به او گفت از مغازه خارج شده و تابلوی روی در را بخواند و تا وقتی کفش پایش نکرده وارد مغازه نشود. دخترک به آرامی از مغزه بیرون رفت ،و مرد درشت هیکلی به دنبال او از مغازه خارج شد.دختر کوچولو مقابل مغازه ایستاد و تابلوی

ادامه مطلب  

 

روند رو به افول یک رابطه از جایی شروع می شود که رابطه ماهیت اولیه اش را از دست می دهد. چیزی که انسان ها به شدت دچارش هستند. مثلا رابطه ی همسری-همسری را با کسی شروع می کنید ولی بعد از مدتی دیگر رفتارهای یک همسر را ندارید و صرفا تبدیل به رابطه ی هم خانه ای-هم خانه ای می شوید. بعد به نزد مجردها می آیید و شاکی می شوید که تاهلی بد است و مردها بد هستند و غیره. بعد مجردها می روند رابطه ی دوست دختری-دوست پسری را شروع می کنند. از آن جایی که آن ها هم انسان هستن

ادامه مطلب  

داستان مرد ایرانی در آمریكا  

مردی در پارک مرکزی نیویورک مشغول گردش است. ناگهان می بیند دختر کوچکی مورد حمله یک سگ بولداگ قرار گرفته است. مرد به شتاب بسوی سگ می دود. او موفق می شود سگ را بکشد و جان دختر را نجات دهد. پلیسی که مشغول تماشای این صحنه بود بسوی او می رود و می گوید: شما یک قهرمان هستید، شما فردا می توانید در تمام روزنامه ها بخوانید (یک مرد شجاع نیویورکی جان یک دختر بچه را نجات داد.)
مرد می گوید: اما من نیویورکی نیستم.
پلیس می گوید: اوه پس در روزنامه های فردا صبح می خوان

ادامه مطلب  

هدیه تولدت...  

هدیه تولدت را خریدم. همین امروز. دادمش به دختر جوان تازه ازدواج کرده ای. جهیزیه مختصری براش خریدم تا شاید کمی جلوی خانوداه شوهرش سربلند بشود. می بینی؟ من بعد از چند سال بیخبری که برایم چند قرن گذشته است، فراموش نکرده ام... فقط... فقط کمی مرده ام.... تو لیاقت این هدیه را نداشتی اما شاید آن دختر جوان داشته باشد. تو بی لیاقت ترین کسی بودی که من دوستش داشته ام و هنوز هم..... تولدت مبارک

ادامه مطلب  

عشقم یه عکس خوشگل از خودت واسم بفرست  

پسر:عشقم یه عکس خوشگل از خودت واسم بفرستدختر:چشمولی تو محض احتیاط یه عکس از خواهرت واسم بفرست عشقم                 شیطان سر پا ایستاده بود.                       سیگارش را خاموش کرد                   و کف مرتبی برای دختر زدپسر بدون معطلی عکس اون یکی دوست دخترش رو واسه دختر فرستاد شیطان مبهوت مانده بود از کار این 2 خلقتدختر:وای مرسی عزیزم الان عکسمو واست ایمیل میکنم. و عکس دوست دختر برادرش را فرستاد.پسرک خوشحال وقتی ایمیلشو باز کرد عکس

ادامه مطلب  

در انتظار معجزه...  

گاهاً دیدیم دختر هایی رو که خیلی ساکتن، نه این که حرف نداشته باشن،اتفاقاً خیلی هم حرف دارن برای گفتن؛ انقدی که لیوان لیوان چای خوشرنگ برای مقابله با خشکسالی گلوشون سرباز شده باشن؛ اونم نه هر لیوانی،لیوان دسته دار فرانسوی با همون اصالت! ولی حرف نمیزنن چون دیگه حوصله بحث های طولانیو ندارن... دختر هایی که معمولاً خیره به جایی میشینن و حتی برای جواب دادن به سوالاتتون سرشونو بالا نمیارن و با یه "اوهوم"،"باشه" سر و ته کلی بحث رو هَم میارن. همون دختر

ادامه مطلب  

 

یادم می آید بچه بودم (شش-هفت ساله).. یك نقاشی ساده از دو تا بچه (یك دختر، یك پسر) كه داشتند با هم حرف می زدند توی یکی از کتابای خواهر بزرگترم دیدم! دختر به پسر گفته بود: «من ماهی خیلی دوست دارم!» و توی ابر فكر بالای كّله اش ، یك ماهی قرمز داشت توی تُنگ شنا می كرد. بعد پسر گفته بود: «من هم همینطور!» ... و توی كله ی او یك ماهی بود كه داشت توی ماهیتابه جلزو ولز میكرد!یادم می آید تا مدتها هر وقت می خواستم بگویم فلان چیز را "دوست دارم" ، به تته پته می افتادم كه

ادامه مطلب  

 

دیروز سهیلا كپل تماس گرفت و گفت مریم فعیلی اینجاست، خوشحال مى شویم ببینیمت.من هم از خداخواسته برای فرار از فكر و خیال و تنهایی یك جعبه شیرینى گرفتم و پرسون پرسون، غلط اندر غلوط آدرس سهیلا را دنبال كردم وپس از به بیراهه رفتن تا ندامتگاه چی چی حصار بالاخره جایی شبیه آخر دنیا محل زندگیش را یافتم. بی چاره و بیچاره سهیلا كه به قول خودش و طبق شواهد زمانى خوشگل دختر لواسون بوده و حالا عجیب درهم شكسته و افسرده و درب و داغون و كپل است. تك و تنها روزهایش

ادامه مطلب  

 

تو تاکسی نشسته بودم یهو یه دختره گفت چیمنم گفتم هیچی!
 
دختر: چیمن: به ارواح خاک آقام هیچی!
 
دختر: چیمن: به حضرت عباس هیچی
دختر: چیمن: آقای راننده جون مادرت بزن بغل این دختره ول کن ما نیس...
راننده: خفه شو بتمرگ سرجات خانوم داره عطسه میکنه

ادامه مطلب  

دختر آبانی  

خصوصیات دختر  آبانی
طناز و زیبا، خانه دار و گرم، حسود و انتقامجو، راز دار و خود دار، موقع شناس و گاه جاه
طلب، جذاب و مغرور و با اعتماد به نفس، برای متولد این ماه اندکی علاقه و یا اندکی
تنفر مفهوم ندارد یا عاشق است یا دشمن و در غیر اینصورت کاملا بی تفاوت و بی
اعتناست
 
آخی آقامون چی بکشه از دست من--چطور منو تحمل میکنه فداش بشم؟؟خخخ

ادامه مطلب  

 

اگر روزی صاحب دختری شوم به او یاد میدهم که 
موهایش را بلند بگذارد
 زیرا تمام اعتماد به نفس دختر به موهای بلندی است که
پشت گوش هایشان بزند و وقتی پشت میزش مینشیند روی شانه هایش بریزد
من یک روز به او یاد میدهم که
 دنیای زنانه پر است از دلخوشی های کوچیک ، مانند آرایش،لاک،کفش های پاشنه بلند
زنها به طرز عجیبی حوادث زندگی را به یاد دارند ،
حالا فکر کن این همه دلخوشی کوچک هم نبود که از یادشان ببرد .
من یک روز به دختر کوچکم یاد میدهم که
 یک عاشق  باشد ،

ادامه مطلب  

خشونت علیه زنان  

عکس پروفایلم را نارنجی کرده‌ام. من فیمینیست نیستم. اما... خجالت‌آور است اما... من هم جزو افرادی هستم که خشونت علیه زنان را تجربه کرده است.
یک آخوند سر منبر می‌گوید این‌ها از بی‌حجابی است اما باید مرا ببیند تا بفهمد مشکل از ذات خبیث مردهاست! من ساده‌ترین ظاهر ممکن را دارم. چادری هم هستم اما هم متلک شنیده‌ام، هم اسم کلماتی که گفتنشان شرم‌آور است، هم مردی در مکان شلوغ دستش را به من زده، هم برایم بوق زده‌اند، هم مردی بهم گفته: صد تومان می‌دهم

ادامه مطلب  

 

گوشیم زنگ خورد 1 شماره ی ناشناس
از اونجایی که من نمیتونستم صحبت کنم گوشیو دادم دایی زد رو اسپیکر
1 دختر مدام میگفت سحر خودتی خودتی دختر سحر سحر
دایی گفت گوشی سحرو گرفتی ااما شما؟دختره گفت شما شوهرشی؟ دایی گفت نه شما؟
عفت بود عفته موسوی مخه کلاس ...از سوم راهنمایی تا سوم دبیرستان تو 1 مدرسه و 1 کلاس بودیم  تا اسمشو گفت نیشم تا بنا گوش باز شد دلم میخواست کلی باهاش حرف بزنم اما نشد صدایی نداشتم  تا صبح بهم پیام می دادیم
ازدواج کرده بود...زندگیش خوب ب

ادامه مطلب  

18 آبان تولد مبینا--دختر ماه آبان  

ای همیشگیدل به هیچ واژه ای نبسته امباز هم توییکه می پرستمتشب ِ تولد ِ توئه ، میلاد هر چی خاطرهروزی که غیر ممکنه ، هیجوری از یادم بره
 
دختر ِ ماه ِ آبان ، غزل تر از ترانهوسوسه ی یه سیبی ، شیرین و عاشقانهلبات ِ انار ِ بوسه ، چشات یه کهشکونهمخمل ِ ناز ِ دستات ، ململ ِ آسمونهطعم ِ قشنگ ِ بوسه ، عطر ِ نجیب ِ آغوشمنو دوباره حس کن ، نذار بشم فراموشگیراتره نگاهت ، از پونه های وحشیجسارت ِ چشامُ ، می خوام بهم ببخشیدختر ِ ماه ِ آبان ، یه بوسه مهمونم کنف

ادامه مطلب  

باد شمال  

باد سرد که می وزد آدمها و شاید زنها دوست دارند که به درون خانه ها بخزند.کنار سماور بنشینند.یک چای داغ برای خود بریزند.کتاب به دست بگیرند و برای خود یک داستان بخوانند.اما این آرزو در عمل کمتر جامه ی عمل می پوشد.قانون این است که همیشه یک نفر پیدا شود و بی خبر از افکارت خلوتت را به هم بزند.این قانون طبیعت از سالهایی که یک دختر دبیرستانی بودم تا به امروز همراهم بوده است.آن روزها وقتی کتاب و مجله می خواندم اولین کسی که اعتراض می کرد.مادر بود.به نظرش ک

ادامه مطلب  

رقیه دختر خوشگلی بود  

یکی بود یکی نبود
سیما و رقیه هم کلاسی ترم آخر بودند.....
رقیه دختر زیبایی بود و نامزد داشت........
سیما  چهرهی معمولی داشت......و با آرایش زیبایی مناسبی داشت......
رقیه حسودی سیما را می کرد........
چون خانواده نسبتا بالاتری از خودش داشت.........و پایان نامه لیسانس ادبیات اش بسیار زیبا بود...........
خلاصه سیما به حمایت استادش داشت مشغول به کار در یک سازمان می شد...........
نوبت تحقیق از سیما شد.......................
در دانشگاه همه رقیه را به عنوان دوست صمیمی معرفی کردند...............

ادامه مطلب  

15مهر  

یک لحظه ببند چشم خود را
تا قصه ای آشنا ببیند
پایان قشنگ کربلا را
از دختر کربلا ببیند
15 مهرماه به همراه اعضا کانون به پیشواز هفته کودک رفتیم در این روز که اعضا کودک ونوجوان در مرکز حضور داشتند در فضایی معنوی وبه دلیل مصادف بودن این هفته با دهه محرم برنامه های زیر به اجرا در آمد
برگزاری زیارت عاشورا –معرفی شخصیت شهدای کربلا –کارگاه ادبی با موضوع شعر های عاشورایی ونوشتن نامه ای به سکینه دختر امام حسین با موضوع (با تو همنوایم)

ادامه مطلب  

 

دختر
عادت ندارد
درد دلش را، به همه بگوید!
پس خاکش میکند زیر چهره ی خنداند…
تا همه فکر کنند
نه دردی دارد
و نه قلبی♥♥♥!
……………………………………….
جسارت میخواهد نزدیک شدن به افکار دختری که شب ها بالشش از هق هق شبانه اش خیس است.
……………………………………….

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام