تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


پست صد و هفده  

و آبان هم تمام...
این چند ماه اخیر انقدر کم می نویسم که می ترسم یواش یواش نوشتن از خاطرم بره. هه! 
همیشه این موقع های سال که می شه، دیوونه می شم. دلم سفر می خواد. مثلا شیراز، یا شایدم مازندران. اصلا شاید کاشان. نمی دونم فقط هرجا به جز این شهر. 
کاش فقط دو روز می شد از همه چیز فرار کرد و یه گوشه قایم شد. فقط همین...
پ.ن: چقدر شماره پستم رو دوست دارم. یه حس تقدس داره برام. شبیه بهاره...

ادامه مطلب  

معرفی شرکت کیمیا صنعت  

شرکت کيميا صنعت نمایندگی برند دلماتیک انگلستان در ایران با تکیه بر توان تخصصی نیروی انسانی مجرب و کار آزموده بر پایه سالها تجربه موفق در زمینه های گوناگون مرتبط با صنعت و ساختمان پایه گذاری گردید.این شرکت با بهره مندی از ارتباطات بازرگانی قوی با تولیدکنندگان تراز اول جهان ، با کیفیت ترین محصولات بین المللی در زمینه اتوماسیون صنعتی و هوشمند سازی را به بازارهای داخلی عرضه می نماید
در سال های اخیر و با آزادسازی نرخ حامل های انرژی، ضرورت مدی

ادامه مطلب  

از چه رو ...  

من
از تبار ناخوش احوالان
بازمانده ی سلسله ی تقدیرزدگان
در این خلوتستان عطشناک پیر
از چه رو کشت بهاره می جویم ؟!
می دانی
درفش دیدگانم
سالهاست ،زخمی ترانه هایی ست
که در دهلیزحنجره ی محبوسم
خاک میخورند
ودرجغرافیای فراموشی دفن می شوند
دریغ
دیری ست پروانه ها
در پیله هاشان مرده اند .
 
.............
 
ودیگر هیچ !
آبان -۹۵

ادامه مطلب  

سراب  

سلام
اگر سالها خشکسالی باشه و بارونی نباره یا برای مدتهای طولانی زمستون باشه و گلی درنیاد و بهاری نرسه و هزار تا اگر دگ .....میشه تمامشون و داشته باشیم! .. ما همون اندازه بارون داریم یا گل و بهار ک ازشون زندگی میگیریم .. و در دل بهار و بارون زنده هستیم .. کسی ک تمام عمر با دوست داشتن بارون زندگی کرده و با فکر و احساسش زندگیش کرده میتونه بهترینای زندگیشو زیر بارون تجربه کنه .. کسی ک توی دلش همیشه بهاره و عاشق سیزده روز اول فروردینو تغییر فصلشه حتی اگر

ادامه مطلب  

در پی رمان کیمیا*  

سلام دوستای عزیزم!
ممنونم که رمانای ما رو پیگیری و دنبال می کنین!
اینم از قسمت چهارم رمان کيميا!
لازم به ذکره که :
قسمت پنجم این رمان له نسبت طولانیه بنابراین یکم صبر کنین حتما قسمتای بعدی رو میذارم!
قرار بود براتون دو قسنت دیگه بزارم ولی واقعا خستم.
در اسرع وقت حتما ادامه ی رمان کيميا رو خواهم گذاست!
همتونو دوست دارم!!
hana*

ادامه مطلب  

 

ای پیک پی خجسته که داری نشان دوستبا ما مگو به جز سخن دل نشان دوستحال از دهان دوست شنیدن چه خوش بودیا از دهان آن که شنید از دهان دوستای یار آشنا علم کاروان کجاستتا سر نهیم بر قدم ساربان دوستگر زر فدای دوست کنند اهل روزگارما سر فدای پای رسالت رسان دوستدردا و حسرتا که عنانم ز دست رفتدستم نمی‌رسد که بگیرم عنان دوسترنجور عشق دوست چنانم که هر که دیدرحمت کند مگر دل نامهربان دوستگر دوست بنده را بکشد یا بپروردتسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوستگر آست

ادامه مطلب  

يه روز مدرسه اي ... شايد اول دبستان شايدم دوم....  

خونه ی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه گیاه و سبزه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره كنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره دشتاش پرازبوی گل اینجا همش بهاره دل وقتی مهربونه شادی میاد می مونه خوشبختی از رو دیوار سر میكشه توخونه خوی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره خونه ی مادر بزگه گیاه و سبزه
فشار زیادی به مغزم میارم جزییات یادم مونده رو می

ادامه مطلب  

تکتم عزیز دل  

امروز بواسطه ی بهاره ی عزیز (همسر برادرم) بهش گفتم که یک دنیا عاشقشم
خب معلومه جواب مثبت نداد
ولی مرحله ی اول تموم شد فهمید تو این دنیا یک دل هست که براش می تپه
بهم فکر می کنه
خدایا کمکش کن
خداوندگارا کمکم کن
من هنوز ناامید نیستم چون اینقدر خودخواه و مغرور نیستم که یک دختر رو با یک پیام دایرکتی توی اینستا خواستگاری کنم و انتظار داشته باشم بگه آره!
خدایا شکرت امشب راحت میخوابم.
خدایا مراقب تکتم عزیزم باش

ادامه مطلب  

 

یکی از همین روزها
که از شیر دادن به آدمهای توی شناسنامه ام خسته شدم
به ثبت احوال می روم
و التماس می کنم ثبت احوالی همه را بیرون بیاورد
التماس می کنم اسمم را به شناسنامه ی المثنی ِ کسی ببرد
که هر شب دو آرام بخش قوی با چای بهاره ی لاهیجان دم می کند
و  التماس می کنم
اسمم را به شناسنامه ی المثنی ِ کسی ببرد
که وقتی بوی موهای آبیش با عطر ِ چای بهاره قاطی شد
آدمهای آسانسور دکمه هایشان را اشتباهی می زنند
آدمهای اتاق خواب دکمه هایشان را اشتباهی باز می کن

ادامه مطلب  

من بی من 2  

به شکل عجیبی نوشتنم نمیاد! ولله به خدا! حتی موزیکم دلم نمیخواد گوش کنم. الان چند ماهه دیگه کلش ام بازی نمی کنم با اینکه هی بچه ها مسیج میدن الی بازی کن دوباره بیا تو کلن! واقعا چه مرگم شده؟! همه چی ام آرومه و هیچ مشکلی نیست. نه افسرده ام نه پژمرده! فقط یه کم بی حس شدم!
خیلی ناراحتم هوا انقد گرمه! این چه وضعشه مسئول این ناهماهنگیا کیه خوب! الان بهاره یا پاییز!  پس بارون چی می شه؟!
خفن این چند وقت آهنگای داریوش افتاده تو سرم! حالا جالبه اصن این چند وقت

ادامه مطلب  

من بی من!  

یه روزایی هست، دوست نداری نخ دندون بکشی، دوست نداری مسواک بزنی، دوست نداری لباسای مهمونیتو عوض کنی تا بخوابی، حتی دوست نداری بخوابی از بس که خسته ای! همینجوری مات و مبهوت رو مبل نشستی و زل زدی به دیوار. مثل الان من. من بی من!
کربن: میشه بسه؟ لطفا...
کربن: راستی من خودمو دوست دارم؟!

ادامه مطلب  

کمی دوست داشتن  

نمی توانم با "کمی دوست داشتن" زندگی کنم
من "دوست داشتنِ زیاد" می خواهم
دوست داشتنِ تمام و کمال
یک جور غرق شدن...
یک جور دیوانگی محض...
مثل تسلیم تنی تشنه، به خُنکای قطره های باران
مثل شنیدن هزار بارۀ یک آهنگ تکراری
مثل یک موج سواری داغ، درآشوب دریایی طوفانی
مثل رفتن تا انتهای راهی که بازگشتی ندارد...
من با "کمی دوست داشتن" زنده نمی مانم
با کمی دلخوشی، با کمی لذت
من یک التهابِ داغِ نفس گیر می خواهم
یک آغوشِ گرم در سردترین فصل سال...
چرا نمی فهمی
آنهای

ادامه مطلب  

جای خالی سلوچ  

خسته روحی و جسمی
درد و درد و درد
تنهایی
اقلا یه دوست قدیمی باید داشته باشی
دوست چرا ندارم من
دوست شدن
قبل از دبیرستان چنتا دوست داشتم. بیشتر من اونا رو دوست داشتم تا اونا منو
دبیرستان دوستام بیشتر شدن. من دوستشون داشتم. بعدا فهمیدم اونا هم خیلیاشون منو دوست داشتن.
دانشگاه
دوستای جدید
با بعضیشون صمیمی تر شدم
فوق
چنتا دوست جدید
راحت دوست نمیشدم خیلی ولی به یه سطحی میرسید از دوستی
ولی هیچکی تقریبا نبود که پیشش درد دل کنم
سرکار
دوستای جدید
از یه ج

ادامه مطلب  

برای کسی که سالهاست نمیبینه !  

دوست داشتم ..
با اینک خیلی گیج بودم ، مبهم ، تو خودم ، ولی تو فکر تو ..
دنبال راه بسوی تو ، راهی که از ابتدا میدونستم پیداش نمیکنم ولی دوست داشتم ،
تو دلداده بودی و من هم هوش از سرم پریده بود ،
قمار کردم ، آخرش باختم ، سوختم ..
ولی دوست داشتم ..
 
دوست داشتم - محسن چاووشی .

ادامه مطلب  

شعری که عاشقشم حتما بخونید  

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم.... تو را به خاطر عطر نان گرم, برای برفی که آب می شود دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم برای پشت کردن به آرزوهای مهال به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم تو را برای دوست داشتن د

ادامه مطلب  

دستمزد!  

چه جالب بود اون لحظه‌ای که دستمزد کارم رو گرفتم! اصلا فکرش رو هم نمی‌کردم یه روز همچین اتفاقی برام بیفته.
به یمن این اتفاق شیرین، پنجره‌ی اتوبوس رو باز کردم؛ گذاشتم باد با قدرت بزنه تو صورتم! به یه ساعت بعد و سردرد وحشتناک حاصل از این امر فکر کردم و لبخندم عمیق‌تر شد! گذاشتم اون پسر شیطون هرجور که دلش می‌خواد راجب لبخند طویلم با مادرش صحبت کنه و منو نشون بده و بگه مامان اون خاله چرا همش بهم می‌خنده‌؟! گذاشتم دیتای گوشیم هر چقدر که دلش می‌خ

ادامه مطلب  

دوست دارم  

دوست دارم
با تو باشم
در یک خواب
طولانی و بی انتها
دوست دارم
صبحی را با دیدن
چشمانت اغاز کنم
دوست دارم
در مسیر عشق
شریکی نداشته باشم
     غیر از
نفسهایت که مخلوط
نفسهایم شده باشد
و من تا انتهای مسیر
دستت را رها
نخواهم کرد
 جلیل میاحے

ادامه مطلب  

دوست داشتن به چه قیمتی؟  

دوست داشتن به چه قیمتی؟! ... حتما همه مون دوست داشتن رو تجربه کردیم ... یعنی بودن یا هستن آدم هایی توی زندگیمون که دوستشون داشتیم ... یا حتی دوست داشته شدن رو هم تجربه کردیم ... یعنی کسانی بودند یا هستند که مارو دوست داشتند یا دارند... قبلا تصورم بر این بود که باید آدم هارو بی دلیل دوست داشت ... حتی اگر دوستت نداشتند... این دوست داشتن با خودش وابستگی به همراه نداره ... اما این روزا از خودم میپرسم اصلا دوست داشتن به چه قیمتی؟ شاید بعضی آدم ها لیاقت دوست دا

ادامه مطلب  

 

تورو دوست دارم مثل حس نجیب خاک غریبتورو دوست دارممثل عطر شکوفه های سیب تورو دوست دارم عجیب تورو دوست دارم زیادچطور پس دلت میاد منو تنها بزاریتورو دوست دارم مثل لحظه ی خواب ستاره ها تورو دوست دارممثل حس غروب دوباره ها تورو دوست دارم عجیب تورو دوست دارم زیادنگو پس دلت میاد منو تنها بزاریتوی آخرین وداع وقتی دورم از همه چه صبورم ای خدا دیگه وقت رفتنهتورو میسپرم به خاک تورو میسپرم به عشق برو با ستاره هاتورو دوست دارم مثل حس دوباره ی تولدت

ادامه مطلب  

دلتنگی ...  

تمامی رکورد های درد دنیا اشتباه است پر درد ترین درد دنیا دلتنگی است دلتنگ یعنی وقتی که برای هوایی نکردنش عکس هایش را تغیراتش را لبخندهایش را پشت این صفحه شیشه ای ببینی و امان از این بوسه های خیس که با اشک ادغام شده و بر شیشه ای سرد فرود می آید
بهاره قجوری 

ادامه مطلب  

گفتم گفت  

گفتم دوستت دارمگفت تکراریستگفتم همین را بلدمگفت تا باشد بیشتر بیاموزیگفتم من از دوست داشتن کمتر نمی آموزمگفت همه را به کیش خود مپندارگفتم کیشم عاشقی نیستگفت همین را می خواستم بشنوم عاشقیگفتم عاشقی نمی گویمگفت پس برو ای دوستگفتم می روم اما بدان تو برای دوست داشتن بودی نه عاشقیگفت من با کسی دوستی ندارم عاشقی می خواهمگفتم تو برای من دوست داشتنی هستی  نه عشق گفت پس تمام کن این خواست عشق اجباریگفتم به جرم عاشق کشی خداحافظ ای دوست

ادامه مطلب  

من...  

هیچکس درد را دوست ندارد،زجر کشیدن را دوست ندارد...اما انگار من به طرز عجیبی خود آزارم!!!یک روز دردی افتاد به جانم،یک چیزی دوید زیر پوستم،رسید به مغز استخوانم...دردش شیرین بود! مثل یک بوسه عمیق و طولانی...من راضی نبودم به درمان این درد!من دوست داشتم این درد دیوانه کننده را...من عادت کردم به آن چیز لطیفی که بین سلولهایم رشد می کرد،تقسیم می شد،تکثیر می شد!من گریه های وقت و بی وقت،تپش های معنی دار قلبماز دیدن یک "او"بغض های شبانه،هق هق های توی بالش...من

ادامه مطلب  

 

 از زندگی و دنیا و آدمای نامرد و خائن و دروغگو و حرومزاده‌ش خسته شدم. خسته خسته خسته. تا کی باید این زندگی نکبتی رو تحمل کنم خدا. دیگه نا ندارم. حال ندارم. جونی برام نمونده. فقط همینجوری الکی دارم ادامه میدم. میخورم و میخوابم و زر میزنم و دعوا میکنم و بغض میکنم و گریه میکنم و ناله میکنم و حسرت میخورم و غصه میخورم و... اسمشم گذاشتم زندگی. هه. شاشیدم به این زندگی. ریدم توو این روزا که اسمش جوونیه. از عالم و آدم گول خوردم خدا. به گول خوردنام که فک میکن

ادامه مطلب  

میمیرم اگه نباشه  

@yosefmohaghegh
 
"میمیرم اگه نباشه"
 
واسه دیدنش دوساله
سرکوچه شون میشینم
تا بیاد رد بشه و من
روی ماهشو ببینم
 
دوس دارم حرف دلم رو
یه جوری بگم تو کوچه
ولی تا میخوام بگم "س"
سمتمون یکی می پیچه
 
شایدم خبر نداره 
بیقرار اون چشاشم
اگه اون نباشه هیچم
عاشق برق نگاشم
 
این چه رسمه روزگاره
تا به کی باید بسوزم
توی کوچه شون بشینم
چشامو به در بدوزم
 
شاکی ام ازت زمونه
غیراز اون کسی ندارم
چی میشه کاری کنی که
عشقو تو دلش بکارم
 
آرزوم اینه یه روزی 
بیادو پیشم بمون

ادامه مطلب  

خوب..  

 دوست داشتن هایی هم هست که از دور است و درسکوت که دلت برایش از دور ضعف میرود که وقتی حواسش نیست چشمانت را میبندی و در دل دعایش میکنی و یک بوسه به سویش روانه میکنی که وقتی بی هوا نگاهش با نگاهت یکی میشود انگار کسی به یکباره نفس کشیدن را ممنوع میکند یک دوست داشتن هایی هست که به یک باره بی مقدمه پا در کفش دلت میکند و جا خوش میکند و از دست تو کاری بر نمی آید جز از دور دوست داشتن یک دوست داشتن هایی هست ساکت است آرام است... خوب است....

ادامه مطلب  

تو را دوست دارم ...  

من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم
 
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم
 
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

ادامه مطلب  

متن اهنگ پرنده های قفسی از قمیشی  

پرنده های قفسی
عادت دارن به بی کسی
عمرشون رو بی هم نفس کز میکنن کنج قفس
...
نمی دونن سفر چیه
عاشق در به در کیه
هر کی بریزه شاهدونه
فکر میکنن خداشونه
....
یه عمره بی حبیبم
با اسمون غریبم
این همه نعمت اما
همیشه بی نصیبم
...
تو اسمون ندیدن
خورشید چه نوری داره
چشمه کوه مشرق چه راه دوری داره
...
چه میدونن به چی میگن ستاره
دنیا کی ها بهاره
چه میدونن عاشق میشه چه اسون پرنده زیر بارون
..
پرنده های قفسی عادت دارن به بی کسی
 

ادامه مطلب  

سرمای هوا...  

این هوا را میبینید؟ نه سرد بودنش معلوم است نه گرم بودنش... آدم میماند لباس های گرمش را از ته کمد بیرون بکشد یا با همان لباس های تابستانی اش سر کند...نتیجه ی این بلاتکلیفی هم چیزی جز سرما خوردگی های وحشتناک نیست...دوست داشتن های ما هم چیزی شده شبیه این حال بلاتکلیف هوای پاییزی. نه درست و حسابی میمانیم نه مثل آدم از زندگی شان میرویم. نه عاشقیم نه دوست صمیمی، یک "بلاتکلیفیم" یک "دوست معمولی"... حالا نتیجه ی این دوست داشتن های بلاتکلیف چه باشد خدا میمان

ادامه مطلب  

یک دوست دختر عادی هم نداریم  

این همه سال، حتی یک دوست دختر معمولی نداشتم که من رو با اسم کوچیک صدا کنه...
حتی یک دوست دختر نداشتم تلفنی بهم زنگ بزنه و صداش رو بشنوم.
حتی یک دوست دختر نداشتم که با من توی یک خیابون قدم بزنه، یا باهم به یه پارکی بریم ...
حتی یک دوست دختر هم نداشتم که باهاش کافی شاپ برم و یه خوراکی مهمونش کنم!
حتی یک دوست دختر هم نداشتم که توی این پاییز لعنتی، منم یک پست اختصاصی توی صفحه ی اینستاگرامم برای عشقم بنویسم! 
حتی یک دوست دختر هم نداشتم که در مورد من با دو

ادامه مطلب  

 

دلم می خواد برم بیرون یقه ی یکی رو بگیرم بهش بگم حالم رو بپرس و در جواب بگم حالم خوب نیست و های های گریه کنم.
 
پ.ن: غریبه ها پیش کش یک دوست هم پیدا نمیشه وقتی حالت رو پرسید بتونی راحت بزنی زیر گریه و بگی خوب نیستم دوست جان آهای دوست جان من حالم خوب نیست. حال من خوب نیست . . .

ادامه مطلب  

 

یادم می آید بچه بودم (شش-هفت ساله).. یك نقاشی ساده از دو تا بچه (یك دختر، یك پسر) كه داشتند با هم حرف می زدند توی یکی از کتابای خواهر بزرگترم دیدم! دختر به پسر گفته بود: «من ماهی خیلی دوست دارم!» و توی ابر فكر بالای كّله اش ، یك ماهی قرمز داشت توی تُنگ شنا می كرد. بعد پسر گفته بود: «من هم همینطور!» ... و توی كله ی او یك ماهی بود كه داشت توی ماهیتابه جلزو ولز میكرد!یادم می آید تا مدتها هر وقت می خواستم بگویم فلان چیز را "دوست دارم" ، به تته پته می افتادم كه

ادامه مطلب  

113  

+بازم صبح قشنگم اومد امروز میخوام یه کتابو تموم کنم و تموم میکنم :) خیلی دوست داشتنیه خو یکی از کتابامم خیلی دوست دارم حتی تو تختم میبرم با خودم همیشه تو کیفمه :)) اخیرا با هم دوست شدیم :) راستی یه سرعتی میرم که نگو با ماشینه بابا :) اگه روندم تا پنج شنبه خوب باشد یه ملاقات با دوستام میذارم :) برم یکم مرور کنم یادم بیاد دیروز چی خوندم :))

ادامه مطلب  

کیمیا گشتی و...  

کيميا   گشتی   و  آثار  تراجستجو باید فقط در ابرهابی نگه بر حسرت ما مردمانمی شوی چون جان ز چشم ما نهان؟!
بی کلام این دلربائی می کنیگر سخن گویی چه غوغا می کنی؟الکن آن باشد که چون ابزار منمستمند واژه و لوح و سخنتو به چشم و موی خود گویاترینی فقط دل، بلکه جان هم می بری!!
همچو  یک  لاله  به  دریای   چمنمی درخشی پیش چشم و روح من
همچو یک گلشن پر از غوغای روحمی نوازد بوی تو جان را صبوحزندگی با تو تهی از پیری استآدمی دایم به عهد شیری استتو   تمام  اصل  روح

ادامه مطلب  

سالگرد آشنایمون  

نمیدانم،
تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم، یا نفسم را به اندازه ی تو !؟
 
نمیدانم،
چون تو را دوست دارم نفس میکشم، یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم !؟
 
نمیدانم،
زندگی من تکرار دوست داشتن توست، یا تکرار دوست داشتن تو، زندگی من ؟!
 
تنها می دانم :
 
که دوست داشتنت...
لحظه ، لحظه ، لحظه ی زندگیم را می سازد،
 
وعشقت ...
ذره ، ذره، ذره ی وجودم را...!
 
فریبا جونم دومین سالگرد آشنایمون رو تبریک میگم عشقم
 
 از جنس کدام نور بودی ستاره من؟
که جسارت با تو بودن در

ادامه مطلب  

خانه ی دوست کجاست؟  

تنهایی سخت و آزار دهنده است اما سخت تر و تلخ تر از تنهایی،زمانی است که سعی کرده ای هر طور که شده آن را نادیده بگیری! اینکه  به گذشته ات نگاه کنی و ببینی که از همان کودکی و  روزهای دبستان همیشه حس  تنها بودن داشته ای  و کمتر زمانی لذتِ داشتنِ دوست را تجربه کرده ای حس خوشایندی نیست. ناگوارتر و ناخوشایندتر از آن، اتلاشی بوده که همیشه داشته ای تا به خودت بقبولانی که تو هم دوستانی داری، دوستانی  که هیچ وقت نبوده اند...
 
آخر همه ی گفتگوهای درونی ات ه

ادامه مطلب  

 

وقتی دوست دخترِ یه مردی توی جلسه های مهم از اتاق بیرون میادو به تلفن غیر ضروری تو كه هوس لوس بازی به سرت زده با خنده و فراق بال جواب میده.وقتی دوست دختر یه مردی با خنده واست تعریف میكنه كه به خاطر جواب دادن به تلفنای تو نصف حقوقشو برای جریمه گرفتن.بعدهم با مهربونی بهت میگه فدای سرت.وقتی دوست دختر یه مردی روزی ٢٠٠ تا اس ام اس عاشقونه توی محل كار رد و بدل میكنید.و حتی یه دقیقه هم جواب دادن پیامكهات طول نمیكشه.وقتی دوست دختر یه مردی و باهاش میری بی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1