تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


ازتو‌کجا گریزم  

اي توبه ام شکسته از تو کجا گريزم؟
اي در دلم نشسته از تو کجا گريزم؟
 
اي نور هر دو دیده بی تو چگونه بینم؟
وی گردنم ببسته از تو کجا گريزم؟
 
اي شش جهت ز نورت چون آینه ست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گريزم؟
 
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گريزم؟
 
گر بندم اين بصر را ور بگسلم نظر را
از دل نه اي گسسته از تو کجا گريزم؟
M&A
 

ادامه مطلب  

اصراف  

 
 
دیروز رفتیم  فود کورت جام جم. یک آقا و خانمی قبل از ما روی میز نشته بودن ( من که ندیدمشون) . وقتی نشستیم دو تا غذاي کامل از خودشون باقی گذاشته بودن. از پیتزا یک اسلايس خورده بودن و از رست بیف تقریباً هیچچی. غذاها تمیز تمیز.
واقعاً وسوسه کننده بود و ... :)))))
 
ارادتمند - وحید

ادامه مطلب  

نفسم , بی نفست , در قفسم ... میدانی؟☹  

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
دردلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
                          ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ
بی تو مهتاب کجا؟
کوچه کجا؟ 
شعر کجا؟
بی تو از باقی اين عمر نیز گذشتم
                          ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ
تو ماهی و من ماهی اين برکه ی کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی
                        ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ 

ادامه مطلب  

باغ پرتقال  

 نشسته بودیم دردنج ترین باغ پرتقال  یک روستاي شمالی   درخوابی نارنجی  که بوی بهشت می داد...تومی خندیدی  درخت هاشکوفه می دادند من یخ زده بودم    می خندیدم  چشم هايم پرازاشک بودگریه می کردانگار کسی دردلم  ...باورم شده بودبرگشتی ... شاپرک ها دلداریم می دادند وحالاسال هاست  نقاش هاوشاعرها وصف می کنندزنی منجمدرا کهدرگوشه ی یک باغ پرتقال جان داده است ...من اما نمی دانم  چرانفس می کشم هنوز...#دنیاغلامی

ادامه مطلب  

د اسکار جایزې سیالۍ ته ۸۵ فلمونه غوره شوي؛ د افغانستان استازی نوملړ کې نشته  

 

14 اکتوبر 2016 - 23 تله 1395

د سینمايی هنرونو او علومو اکاډمۍ د هغو فلمونو نوملړ خپور کړی چې "د غیرانګلیسی ژبې غوره فلم اسکار جايزې" سیالیو کې یې د ګډون غوښتنه کړې ده.
په دغه نوملړ کې د ايران، یمن، عراق او سعودی عربستان استازو په ګډون ۸۵ فلمونه لیدل کېږی، خو د افغانستان د استازی نوم چې دغې اکاډمۍ ته ورپېژندل شوی و، په لومړنی نوملړ کې نشته.
"تلل" فلم د افغانستان د استازی په توګه د اسکار بهرنیو ژبونو فلمونو برخې ته ورپېژندل شوی و.
تراوسه څرګنده نه ده چ

ادامه مطلب  

 

 
 
 
 
 
برف بازی کودکانه سلام
 
دستان یخ زده ام
انگشتان کودکانه ام وقطرات اشک یخ زده ام از دوری پدر
همه ی اينها پیام تنهايی مرا حامل بود ومن چه کودکانه آرزوهاي بزرگی داشتم
خودم دیگر خودم نبودم
خودم نبودم
وباز براي به دنی آمدنم ضجه میزدم
دلگیر بودم از خودم
از او که هنوز دوستش داشتم
براي تمام دل شکستنی هايم بهانه اي داشتم
ونمیخواستم باور کنم او نیست من نیستم وفقط اشک میریختم برايش
که چرا او که عاشقش بود اينقدر عذابش میدهد
برمن خرده نگیرید من م

ادامه مطلب  

33  

وقتی که سر کلاس یهویی اس ام اس میاد
باز میکنیم میبینم آقا
" دست چپت چی شده!؟!! یه خط قرمز افتاده!!! چرا مواظب نبودی؟!؟!"
و در اون لحظه من:
نه دروغ گفتم اونجوری نبودم! بسیـــــــــار شدیـــــــــد لبخندم گرفته بود و میدونستم از پشت داره نگام میکنه بايد جمع کنم نیشمو!
ولی جدی تعجبم کردم اخه من ردیف سوم نشته بودم وسط اون ردیف چهارم نزدیک پنجره [click]
دستم [click]

ادامه مطلب  

مراسم روزملی مازندران و 13 آبا ن  

به مناسبت روزملی مارندران و سیزده آبان  یکی از فعالیتهاي برنامه ریزی تربیتی بوده برنامه هاي از قبیل  :قصه
گویی محلی -حمزه پهلوان توسط مربی مسوول مرکز و قصه عبادت راستین توسط اعضاي ارشد فائزه داوری و
مسابقه واژه هاي محلی -چیستان هاي محلی -ضرب المثل هاي محلی - کارگاه سفال با موضوع تظاهرت و روز
مازندران با معرفی  آداب و رسوم محلی -معرفی شخصیت از مدافع حرم شهید عباسعلی علیزاده از پاسداران باز
نشته شهرستان جویبار که به صورت داوطلبانه براي دفاع ا

ادامه مطلب  

مدال طلا پار المپیک توسط تیم والیبال نشته آقایان ملی ایران  

بیست و چهارمین مدال کاروان ايران در پارالمپیک ریو :
تیم ملی والیبال ايران با برد مقابل بوسنی ششمین طلا
خود در پارالیمپیک را به ویترین افتخارات خود اضافه کرد تا ضمن اين برد
انتقام شکست فینال پارالمپیک لندن را هم از حریف گرفته باشند.

ادامه مطلب  

كلمه بازي!  

سعدی بیت قشنگی داره كه میگه:
سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل / بیرون نمی توان كرد الا به روزگاران...
دكتر كدكنی اما با عوض كردن یك كلمه از شعر اونو قشنگ تر كرده:
گفتی: «به روزگاران مهری نشسته...» گفتم / بیرون نمی توان كرد حتی به روزگاران...
+اي در دلم نشسته، از تو كجا گريزم...

ادامه مطلب  

delam gerefte ey doost!!  

دلم گرفته اي دوست ، هواي گریه با من
 
گر از قفس گريزم کجا روم ، کجا من ؟
 
کجا روم که راهی به گلشنی ندانم
 
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من
 
نه بسته‌ام به کس دل ، نه بسته کس به من دل
 
چو تخته‌پاره بر موج ، رها ، رها ، رها من
 
ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک
 
به من هر آن که نزدیک ، ازو جدا ، جدا من !
 
نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی
 
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
 
ز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟
 
که گویدم به پاسخ که زنده‌ام چرا من

ادامه مطلب  

دیروز ، امروز، فردا  

       دیروز خیلی خوش گذشته بود ،  به جشن بزرگی دعوت شده بود خانمها و آقايان معروفی با. اون و بقیه که مثل اون بودند عکس انداختند .  انگار آدم مهمی شده بود ، توی دلش میگفت ، بالاخره منم  یه روز آدم مهمی میشم شايد مهندسی دکتری یا شايدم بازیگرشدم ،مثل اون خانومه بازیگره که همه دور و برش ايستاده بودند و ازش امضا میگرفتند ! آخی خدا چقدر خوبه آدم معروف باشه دیگه هرکاری هم کردی کسی کاری بهت نداره ،  بهترین ماشین ، بهترین زندگی ، مسافرت خارج ...  خدايا ی

ادامه مطلب  

دیروز ، امروز، فردا  

       دیروز خیلی خوش گذشته بود ،  به جشن بزرگی دعوت شده بود خانمها و آقايان معروفی با. اون و بقیه که مثل اون بودند عکس انداختند .  انگار آدم مهمی شده بود ، توی دلش میگفت ، بالاخره منم  یه روز آدم مهمی میشم شايد مهندسی دکتری یا شايدم بازیگرشدم ،مثل اون خانومه بازیگره که همه دور و برش ايستاده بودند و ازش امضا میگرفتند ! آخی خدا چقدر خوبه آدم معروف باشه دیگه هرکاری هم کردی کسی کاری بهت نداره ،  بهترین ماشین ، بهترین زندگی ، مسافرت خارج ...  خدايا ی

ادامه مطلب  

رها من  

دلم گرفته اي دوست! هواي گریه با منگر از قفس گريزم، کجا روم  کجا  من؟کجا روم، که راهی به گلشنی ندانمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا، مننه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دلچو تخته پاره بر موج رها رها رها  منز من هرآنکه او دور  چو دل به سینه نزدیکبه من هر آنکه نزدیک  از او جدا  جدا  مننه چشم دل به سویی نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابریدلم گ

ادامه مطلب  

دعا  

من تذروی خوش سرودم از دیار نغمه خوانیرشته بند گردن من اين سرود آسمانیبال من بگشا و از بندم رها کنپايم از اين رشته هاي بسته وا کنتا فضاي اسمان بیکرانهپر کنم با نغمه هاي جاودانهبال من بگشا و از بندم رها کنپايم از اين رشته هاي بسته وا کنتا فراز کوه و صحرا دشت و دریا پر کشمپر کشم تا بیکرانها پرکشمتا گريزم از نیاز آب و دانه ،آشیانه پر کشمپرکشم تا بی نشانها پرکشمپرکشم تا بگذرم از رنج و از درد زمانهبال و پر شویم سحر در چشمه پاک ترانهبال من بگشا و از ب

ادامه مطلب  

باز امد بوی ماه مدرسه  

 
باز آمد بوی ماه مدرسه                بوی بازی هاي راه مدرسه
     بوی ماه مهر،ماهِ مهربان بوی               خورشید پگاهِ مدرسه           
از میان کوچه هاي خستگی           می گريزم در پناه مدرسه
باز می بینم زشوق بچه ها              اشتیاقی در نگاهِ مدرسه
زنگ تفریح و هیاهوی نشاط               خنده هاي قاه قاه مدرسه
باز هم بوی باغ را خواهم شنید             از سرود صبحگاه مدرسه
روز اول لاله اي خواهم کشید             سرخ بر تخته سیاه مدرسه
باز آمد بوی ماه

ادامه مطلب  

چشم‌هایش  

داریوش از ناهار اومده بود و گفت بهم بیرونِ پاویون یه اکتیویتی بامزه است. میشینی به چشماي طرف مقابل زل میزنی. دودقیقه. بدون حرف. 
پايیز داره آخرین تلاشش رو میکنه تا گرم بمونه و زیبا. درختا هنوز طلايی و نارنجی هستن و باد هم نبود. وسط فضاي سبز (نسبتاً) مرکزی دانشگاه، بین پايون مهندسی و کتابخونه مرکزی، زیراندازهايی روی چمن سبز پهن شده بود و آدمها تکی و جفتی روبروی هم نشته بودن. بازی اينجوری بود که خیلی رندوم جلوی یکی می‌نشستی. تا بازی شروع بشه میت

ادامه مطلب  

 

اشکم ولی به پاي عزیزان چکیده ام خارم ولی به سايه گل آرمیده ام با یاد رنگ و بوی تو اي نوبهار عشق همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام چون خاک در هواي تو از پا فتاده ام! چون اشک در قفاي تو با سر دویده ام من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش از دیگران حدیث جوانی شنیده ام از جام عافیت می نابی نخورده ام وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام موی سپید را فلکم رايگان نداد! اين رشته را به نقد جوانی خریده ام اي سرو پاي بسته به آزادگی مناز آزاده من که از همه عالم بریده

ادامه مطلب  

 

دلم گرفته اي دوست! هواي گریه با من
گر از قفس گريزم، کجا روم کجا من؟
کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گ

ادامه مطلب  

بازم شکر الهی...  

 
نه عشقی، نه شوری ، نه حالی
                     نه حرفی، جوابی و سئوالی،
نه دستی که مرا دست بگیرد،
                   به روزی و به ماهی و به سالی،
سر غم گرفتم به دامن خدايا،
                      نکرده زمانه، چه با من، خدايا
بازم شکر، بازم شکر، بازم شکر، الهی،
                      نظر کن به حال دل بی پناهی...
در اين چشم غمگین، نه اشکی که بریزم،
                      از اين شهر غربت، نه پائی که گريزم،
دل کس نسوزد، براين قلب شکسته،
                     به هر در زدم م

ادامه مطلب  

 

 
 
بوی ماه مهر
باز آمد بوی ماه مدرسه بوی بازی هاي راه مدرسه
بوی ماه مهر ماه مهربان بوی خورشید پگاه مدرسه
از میان کوچه هاي خستگیمی گريزم در پناه مدرسه
باز می بینم ز شوق بچه ها اشتیاقی در نگاه مدرسه
زنگ تفریح و هیاهوی نشاطخنده هاي قاه قاه مدرسه
از سرود صبحگاه مدرسهباز بوی باغ را خواهم شنید
 
 
روز اول لاله اي خواهم کشیدسرخ بر تخته سیاه مدرسه

ادامه مطلب  

 

 
 
دلم گرفته اي دوست ، هواي گریه با من
                          گر از قفس گريزم ، کجا من ؟
کجا روم ؟ که  راهی به گلشنی ندارم
                        که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من
نه بسته ام به کس دل ، نه بسته دل من کس
                        چو تخته پاره بر موج ، رها...رها...رها...من
ز من هر آن که او دور ، چو دل به سینه نزدیک
                        به من هر آن که نزدیک ، از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی
                 

ادامه مطلب  

به استقبال از باز گشایی مدارس و یاد دوران خوش بچگی  

باز آمد بوی ماه مدرسه . بوی بازی هاي راه مدرسه
بوی ماه مهر،ماهِ مهربان . بوی خورشید پگاهِ مدرسه
از میان کوچه هاي خستگی . می گريزم در پناه مدرسه
باز می بینم زشوق بچه ها . اشتیاقی در نگاهِ مدرسه
زنگ تفریح و هیاهوی نشاط . خنده هاي قاه قاه مدرسه
باز هم بوی باغ را خواهم شنید . از سرود صبحگاه مدرسه
روز اول لاله اي خواهم کشید . سرخ بر تخته سیاه مدرسه

ادامه مطلب  

بوی ماه مهر  

                                               باز آمد بوی ماه مدرسه                                                 بوی بازی هاي راه مدرسه
بوی ماه مهر ماه مهربان بوی خورشید پگاه مدرسه
                                                                                 از میان کوچه هاي خستگی                                                                                           می گريزم در پناه مدرسه
باز می بینم ز

ادامه مطلب  

 

 
 
تقدیم به خسرو آواز ايران و همهء پارسی زبانان جهان   استاد محمّد رضا شجریان : و آرزوی شفا و تندرستی کامل براي او ...
 
اي همه فریاد هر فریادها
مانده بر دل اين همه بیدادها
هرکجا باشی هوايش چون گلُ است
چون گلستان شور و حال بُلبل است
ماهی آزاد دریاي هنر
میوهء رنگین خوشبوی شَجر
خسرو خوبان در اين عالم توئی
شهسوار مَرکَب ايران توئی
از صدايت آسمان لرزیده است
صورت ماهت ز جان بر دیده است
هرچه ناپیداست دراين پیدا توئی
شرح پیدا را در اين دنیا توئی
ذوق ت

ادامه مطلب  

هوای گریه...  

دلم گرفته اي دوست، هواي گریه با من
گر از قفس گريزم کجا روم، کجا من ؟کجا روم که راهی به گلشنی ندانم
که دیده برگشودم به کنج تنگنا مننه بسته‌ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته‌پاره بر موج، رها، رها، رها منز من هر آنکه او دور، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من!نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده‌ام چرا من؟ستاره‌ها نهفتم در آسمان ابر

ادامه مطلب  

شعرهای جالب تلگرام و من  

اشکم ولی به پاي عزیزان چکیده ام خارم ولی به سايه گل آرمیده امبا یاد رنگ و بوی تو اي نوبهار عشق همچون بنفشه سر به گریبان کشیده امچون خاک در هواي تو از پا فتاده ام! چون اشک در قفاي تو با سر دویده اممن جلوه شباب ندیدم به عمر خویش از دیگران حدیث جوانی شنیده اماز جام عافیت می نابی نخورده ام وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده امموی سپید را فلکم رايگان نداد! اين رشته را به نقد جوانی خریده اماي سرو پاي بسته به آزادگی مناز آزاده من که از همه عالم بریده ام !گر می گر

ادامه مطلب  

تخته بند تن  

با اشتیاقی معصومانه می‌‌گوید: آدم‌ها می‌‌توانند سرنوشت خود را تعیین کنند، آدم‌ها می‌‌توانند سرنوشت خود را تغییر دهند... ناخواسته خنده‌ام می‌‌گیرد، می‌‌کوشم تا به دشواری زبانم را از زیر زنجیرهاي سنگین خاموشی، تکان دهم، اما هیچ سخنی از دالان تاریک گلویم به آستانه‌‌ی دهان و گفته شدن نمی‌رسد. کلمات در شبِ حنجره‌ام  یخ بسته‌اند...
 
می‌گوید: کافی است که اراده کنی و عمیقا بر اراده‌ات متمرکز شوی.... و در میان سخنانش از کتاب‌هاي مقدس و ع

ادامه مطلب  

فيض نگاشت  

 
 
لوح/در کوچه باغ ‌اندیشه ‌-۱۴
 
از عجايب روزگار ما
 

چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۵


 
بسیاری از اهل خیر با «خیّر شدن» از جلاد شدن نجات یافته‌اند. اگر خیّر نمی‌شدند، جلاد می‌شدند یا دست کم زالویی که خون مردم را می‌مکیدند. یکی از نحوه‌هاي اثبات شده نجات یافتن، روی آوردن صادقانه به کارهاي خیر است.‏*فلک زدگی امری شايع است. به راحتی می‌توان فلک زدگی «اهل دنیا»، «اهل جهل» و «اهل تعصب» را تشخیص داد. اين سه گروه قطعاً دچار فلک زدگی هستند. یا فلک زدگی ب

ادامه مطلب  

متفرقه  

Ahmad Ansari, [18.11.16 20:52]باسلام.. داستان طنزآمیزومنثوری ازهمسر داری جناب ملا نصرالدّین دیدم که حیفم آمد آن را به نظم نیاورم..البته کار با عجله انجام گرفت و ممکن است نواقصی از نظر وزن واوزان عروضی داشته باشد که از نظر اهل ادب به دور نخواهد بود.واز اين بابت پوزش می طلبم.           (همسر داری ملانصرالدین)فصه اي شیرین شنیدم از کتابی بس  و زینشرح  و حال همسروآن شوی  ملا نصرالدینشوخ طبعی ماجراي  همسرش اينسان بگفتتا  شود    عبرت  براي   مردمان    اهل   

ادامه مطلب  

فضائل کربلا  

موارد بسیارى از فضائل ویژه کربلا را مى‌توان از روايات به دست آورد. اگر به ذکر همه آنها پرداخته شود نوشتار طولانى خواهد شد. روى اين جهت به برخى از ویژگیهاى مهم تر آن اشاره مى‌شود.
۱- کربلا قبل از کعبه، آفریده و مبارک قرار داده شد
خداوند زمین کربلا را قبل از خلق کعبه آفرید و آن را مقدس و مبارک قرارداد.
امام باقر علیه السلام مى‌فرمايد: خداوند کربلا را ۲۴ هزار سال قبل از آنکه کعبه را خلق نمايد آفرید و آن زمین را مقدس نمود و برکت داد و قبل از آن خلق

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1